دوستان همدم


27/8/1385 ::  12:31 صبح

در سوگ امام صادق(عليه السلام)


مدينه در سوگ تو گريست و فوج فوج مردم غمگين و سوگوار، سالروز رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را به ياد آوردند.


رحلت تو، داغى سنگين بود و به خاک سپردنت داغى سنگين تر، سيل اشک از ديدگان جارى بود، تشييع کنندگان، ناباورانه در پى جنازه مطهرت به سوى بقيع رهسپار شدند و مدينه تعطيل شد و هر خانه اى ماتمکده اى حزن آلود!


آرى....اى امام صادق(عليه السلام)


معصومى بودى که در بقيع به خاک آرميدى، آيا تشييع کنندگانت مى دانستند که چه کوه عظيمى را بر دوش مى کشند؟ خوشا بر خاک بقيع که پيکر پاک تو را در بر کشيد.


درود بر «ام فروه» که مادر والا قدر تو بود و گوهرى چون تو را در دامان پروراند.


اى صادق آل پيامبر:


با بيان بليغ و کلام فصيح، زبان رساى اسلام بودى.


با سخنان حکميمانه، منطق استوار و علم سرشار، برگزيده روزگار بودى و بنده شايسته پروردگار.


تجسم صبر و اخلاص بودى.


چشمه جود و سخاوت و کوه حلم و بردبارى، نام آور فراست و شجاعت و جلوه هيبت و جلالت.


چهره فروزان اهل بيت بودى و وارث علوم رسالت.


از سلاله پيامبران بودى و عطر و بوى پيامبر را مى دادى و مهابت و شکوه او را داشتى.


اى خورشيد مدينه دانش:


سالهاى سياه، ابرهاى سلطه امويان، آسمان جهان اسلام را تاريک کرده بود و سالهاى تيره تر حکومت عباسيان، مسلمانان را به تيرگى نشانده بود


در ميان اين دو فصل« سياه و سرد و ابر آلود» چند صباحى که خورشد وجود تو تابيد، اسلام و قرآن را جان بخشيد، نهال حق پا گرفت و افق انديشه ها تابان شد.


دين، زنده به نام تو گشت.


درخت علم، در بوستان کلام تو روئيد.


گلشن فضل از چشمه دانش تو سيراب شد.


کتاب فقه با «الفباى جعفرى» نگاشته گشت.


وقتى تو سخن مى گفتى، طبيعى بود که حسودان و عنودان، زبان طعن بگشايند و تيغ دشمنى برکشند. کدام دانشورى را مى توان شناخت که از گنج دانشت، بهره نبرده باشد؟


کدام معلمى را مى توان نام برد که به اندازه تو تربيت مکتب عترت داشته باشد؟


کدام حوزه است که «شاگردى تو» بر سر در آن نقش نبسته است؟


کدام فقيه است که خوشه چين خرمن «حديث» تو نيست؟


وقتى چهار هزار قلم، حکمت و حديث و فقه را از عرش بلند «علم لدنى» تو، بر فرش کتب و دفاتر فرود مى آورند. وقتى چهار هزار شاگرد، همچون نسيمى خوشبوى، از کوى معارف تو گذشته و در پهنه قلمرو اسلام پخش مى شدند و «قال الصادق» گويان، کام تشنگان معرفت را عطر آگين مى ساختند.


وقتى منطق اهل بيت و برهان عترت، قوى تر و بران تر بود. وقتى مردم، گاهى از لابلاى گرد و خاکهاى برانگيخته بدعت گذاران و تحريف گران، چهره اسلام ناب محمدى را مى ديدند و فريفته جذبه هاى آن مى شدند.


وقتى سلسله نورانى راويان احاديث، حلقه اى از تعبد و اطاعت بر گرد «آل الله» مى زدند.


وقتى «ابان بن تغلب»ها، «هشام ابن حکم»ها، «مومن طاق ها» حامل و ناقل علوم تو بودند. وقتى «جميل ابن دراج»ها، ابو بصيرها، زراره ها، سماعه ها، فقه و حکمت را در افق انديشه ها و مزرعه دلها مى افشاندند.


وقتى «حمران ابن اعين»ها، على ابن حمزه ها، عمار ساباطى ها، جابر ابن حيان ها مفضل ها، صفوان ها، سيراب شدگانى از کوثر زلال دانش تو بودند و جامى از اين زمزم جوشان، به جان هاى تشنه مى نوشاندند و کام دلها را حلاوت (مکتب عترت) آشنا مى ساختند و نه تنها علم، که عمل هم مى آموختند و نه فقط دانش که دين را هم از زبان تو مى گرفتند.


وقتى با تابش مهر درخشان تو، مجالى براى خود نمايى شب پره ها نمى ماند،....


آرى در آن شرايط، روشن بود که خفاشان کور سو، نگذارند فروغ فروزانت جلوه گرى کند.


و اين گونه بود که تو، در عين شهرت و اعتبار و نفوذ و محبوبيت، همچنان «مظلوم» بودى و مظلومى اى امام صادق(عليه السلام).


تو ناصر حقايق، دچار منصور دوانقى بودى، آن باطلى که لباس حق پوشيده و جامه خدمت و خلافت به بر کرده بود تا رعيت را در هيأت شبانى بفريبد و گرگ ايمان و جان آنان شود.


شهادت تو، نشانى از مظلوميت خط اهل بيت بود. و بايد به حق گفت که تو امام صادقان و صادقى از امامانى(1).


امام صادق(ع) در برابر منصور


امامت امام صادق(عليه السلام) در رابطه با خلفاى طاغوتى، بيشتر در عصر سلطنت منصور دوانيقى، دومين خليفه عباسى بود، يازده سال از امامت آنحضرت در اين عصر گذشت و سرانجام به دستور منصور، آن حضرت را به شهادت رساندند، برخوردهاى سياسى امام صادق(عليه السلام) با منصور، بسيار بود، لازم است در اينجا نخست چهره منصور را معرفى کنيم، سپس نظر شما را به ذکر چند نمونه از برخوردهاى امام صادق(عليه السلام) با او جلب نماييم:


«منصور دوانيقى» دومين طاغوت عباسى، از خونخواران بى رحم تاريخ است که با خشن ترين برخورد، به آل محمد(صلى الله عليه وآله) ستم کرد.


لازم به تذکر است که امام صادق(عليه السلام) در مدينه مى زيست، هنگامى که زمام خلافت به دست بنى عباس افتاد، عبدالله سفاح (نخستين خليفه عباسى) آن حضرت را از مدينه به عراق طلبيد، ولى پس از ديدن معجزات و کرامات و فضايل، از آن حضرت او را مرخص کرد، امام به مدينه بازگشت، هنگامى که منصور دوانيقى (دومين خليفه عباسى) به خلافت رسيد، آن حضرت را در سال (145 هـقـ) با اهانت و جسارت به عراق و کوفه طلبيد، ومدتى آن حضرت را تحت نظر در عراق نگه داشت و پنج بار او را احضار نمود و تصميم بر قتلش گرفت، وى بر اثر بروز معجزات و...از قتل آن حضرت صرف نظر کرد(1) و پس از مدتى امام به مدينه بازگشت، بنابراين غالب برخوردهاى امام با منصور در عراق (در کوفه وحيره و...) رخ داده است.


اينک با توجه به ماجرا و تذکر فوق، به چند نمونه زير که بيانگر برخورد قاطع امام صادق(عليه السلام) با اين طاغوت قلدر است، توجه کنيد:


يک: پاسخ کوبنده امام صادق(عليه السلام) به نامه منصور


منصور دوانيقى در ضمن نامه اى به امام صادق(عليه السلام) نوشت:


« چرا مانند ساير مردم به مجلس ما نمى آيى و در اطراف ما حاضر نمى گردى؟»


امام صادق(عليه السلام) در پاسخ او نوشت:


ليس لنا ما نخافک من اجله و لا عندک من امر الاخرة ما نرجوک له و لا انت فى نعمة فنهنئک و لا تراها فى نقمة فنعزيک بها. فما نصنع عندک؟


-----------------------------------------------------


1- اقتباس از کشکول شيخ بهائى (ترجمه شده)، ص 272.


نويسنده : حسين علي شيخ

28/2/1385 ::  11:6 عصر

                      به نام او که هميشه باقي است


 


            اذامات العالم ثلم  في الاسلام ثلمة لايسدها شي


 


مرد حق هر گز نميـرد ،گــر  به ظاهر جان دهد               هستي جاويد يابد ،جان چو بر جانان دهد


 


مرد حق آن اســــت ،کو در مکتب وارستــگي               در س بر ابنائ  نوع خويش ،در دوران  دهد


 


                    رحلت استا د فرزانه حوزه  علميه  قم ، محقق و انديشمند 


 


               حضرت آية الله محي الدين فاضل هرندي


 


را به پيشگاه آقا امام زمان (عج) ومراجع عظام تقليد، خاصه مقام معظم رهبري  و حوزه هاي علميه  تسليت عرض مي نمايم


  و علو درجات را از درگاه باري تعالي براي آن مرحوم و صبر جزيل را براي بيت معظم له وهمه شاگردانش آرزو مندم


 


                               روحش شاد يادش گرامي باد 


نويسنده : حسين علي شيخ

18/2/1385 ::  12:18 عصر

به نام خدا


رحلت بانوي دو عالم حضرت فاطمه معصومه (س)را به پيشگا ه امام زمان(عج)


                                   وتمامي شيعيان  جهان اسلام تسليت عرض مي نمايم


نويسنده : حسين علي شيخ

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[20/2/1387- 12:15 ص] ديدار يار
[26/8/1386- 9:0 ع] قدس
[آرشيو شده ها]

خانه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 

:: کل بازديدها :: 
14257


:: بازديد امروز :: 
10


:: بازديد ديروز :: 
18


:: پيوندهاي روزانه::

:: موضوعات وبلاگ ::

:: درباره خودم ::

دوستان همدم
حسين علي شيخ[36]
به نام خدا من يک دوست هستم اهل تحقيق ومقاله نويسي

:: لينک به وبلاگ :: 

دوستان همدم

:: دوستان من ::

از يک روحاني
اميدزهرا
راز دل
گل پيکر
همسفر مهتاب
گل نرگس
با سيد علي تا فتح ....
ايران سرافراز
ارميا
درد دلهاي يک طلبه
عشق،شعر...
تا شقايق
خاطرات باو نکردني يک حاج آقا
آخوند ها از مريخ نيامده اند
زيباتر از عشق
ريحانه النبي ماهشهر
جاذبه هاي گردشگري
پرورش شتر مرغ
در حريم اهل بيت(ع)
عطش
يادداشت هاي من
بي قرار ظهور
آنسوي کرانه ها
شعرنو
ديار عشق
وبلاگ نويسان برتر
يوسف فاطمه از راه مي رسد
انجمن پژوهشگران سيستان
روزنامه نگار جوان
حوزه علميه گراش
ياددداشتهاي طلبه امروزي
صيغه محرميت
نوشته هايي از يک طلبه
جرعه اي از شراب عشق
يه دل خسته
سلام بر مولا علي
سرزمين من سيستان
تعقل و تفکر
عاشقان علي
الهه بانو
بيا با هم باشيم
طلبه علوم ديني
طلاب مينودشت،گاليکش ،کلاله
من وتو

:: لوگوي دوستان من ::





























:: وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: اشتراک در خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: فهرست موضوعي يادداشت ها ::

دوستي[9]
مسائل روز[9]
امام زمان(عج)[1]

:: مطالب بايگاني شده ::

دوست یابی
سنتی از پروردگار
امام زمان(عج) [5]
روزهای یتیمی
جواب یه سوال
زیارت قبول
جرقه امید [2]
تسلیت [3]
مادر [2]
درخواستها
تبريک [2]
اهل بيت (ع) [13]
موضوعات روز [4]