دوستان همدم


7/3/1385 ::  11:50 عصر

با سلام


داشتيم در باره آشتي با خدا صحبت مي کرديم


راستي شما هم فکر کرديد بايد چه کنيم؟


آئينه شو جمال پري طلعتان طلب          جاروب کن تو خانه را و سپس ميهمان طلب


اين بيت شعر جواب زيبائي را در بر داره؛


راستي شنيدي که خدا تو يه حديث قدسي  مي فرماد:


من گنجي پنهان بودم و مي خواستم تا عيان شوم پس انسان را آفريدم تا در او تجلي کنم؟


خوب حالا که قراره جلوه خدائي در ما تجلي کنه پس بايد طوري باشيم که، بتونيم خوب جلوه خدا رو نشون بديم يعني مثل آينه باشيم.


تابه حال فکر کرديد که چرا مي گن دوست خوب بايد مثل آئينه باشه؟


مگه  آئينه چطوريه؟


آئينه ويژگيهائي داره :مثلا بايد گردو غبار از خودش پاک باشه  تا بتونه چهره آدم رو نشون بده


پس کسي که مي خواد يه دوست خوب باشه بايد دلش رو صاف کنه


وقتي مي خواي با خدا دوست باشي بايد دلت صاف باشه


دل و با توبه مي تونيم پاک وصاف  کنيم وقتي از گناهان مون توبه کرديم


يعني قول داديم که ديگه طرف گناه نريم  اون وقت مي تونيم با خدا ارتباط برقرار کنيم


آخه توي يه دل که دو تا محبت جا نمي شه   (محبت شيطان و محبت خدا)


اگه با خدا مي خوايم آشتي کنيم با يد پاي شيطون و از دل مون قطع کنيم


توبه يعني بازگشت از گناه وتصميم به انجام اعمال خوب


همون کارهائي رو که خدا گفته  پس يادمون باشه که قدم اول براي آشتي با خدا توبه است


                                                                                        ادامه دارد


نويسنده : حسين علي شيخ

4/3/1385 ::  12:42 صبح

هميشه وقتي که دل آدم مي گيره ؛ اون وقتي که تنهاي تنها هستي ؛وقتي که فکر مي کني همه درها به روت بسته شده ؛


درست همون موقع انگار يه جرقه اميد داره توي دلت جهش مي زنه .انگار يکي داره بهت


 اميد واري مي ده ،انگار يکي مي خواد بهت يه چيزي  بگه  يه روزنه اميد ؛ يه کسي که هيچ وقت تنهات نمي زاره .


نمي دونم تا حالا فکر کردي که در اون مواقع کيه که تورو از ياد نبرده؟ فکر کردي که به چه دليل هوات و داره ؟


حتما فهميدي که چه کسي رو مي گم ؟  آره درسته خدا هيچ وقت ما رو از ياد نمي بره ؛ آخه مگه مي شه که خدا بنده خودش و فراموش کنه؟


 خدائي که از رگ گردن به ما نزديک تره  . خدائي که از پدر و مادربيشتر دوستت داره


راستي تا حالا فکر کردي که چقدر با خدا ارتباط داري؟چقدر باهاش روراستي؟ يا اصلا به اين فکر افتادي که بين تو و خدا،کدورتي پيدا نشه؟


يا اگه کدورتي پيدا شده لا اقل بري ازش معذرت خواهي کني؟ شايد بگي مگه ميشه با خدا صحبت کرد و کدورتها رو صاف کرد؟


آره ميشه  ولي بايد خودت بخواهي .بايداز راهش وارد بشي .  حتما مي گي راهش چيه ؟


چه جوري؟


من چند تا راه کار ميگم  ولي بايد منتظر باشي  تو پيام بعدي


                                                                                         ادامه دارد  


نويسنده : حسين علي شيخ

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[20/2/1387- 12:15 ص] ديدار يار
[26/8/1386- 9:0 ع] قدس
[آرشيو شده ها]

خانه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 

:: کل بازديدها :: 
14258


:: بازديد امروز :: 
11


:: بازديد ديروز :: 
18


:: پيوندهاي روزانه::

:: موضوعات وبلاگ ::

:: درباره خودم ::

دوستان همدم
حسين علي شيخ[36]
به نام خدا من يک دوست هستم اهل تحقيق ومقاله نويسي

:: لينک به وبلاگ :: 

دوستان همدم

:: دوستان من ::

از يک روحاني
اميدزهرا
راز دل
گل پيکر
همسفر مهتاب
گل نرگس
با سيد علي تا فتح ....
ايران سرافراز
ارميا
درد دلهاي يک طلبه
عشق،شعر...
تا شقايق
خاطرات باو نکردني يک حاج آقا
آخوند ها از مريخ نيامده اند
زيباتر از عشق
ريحانه النبي ماهشهر
جاذبه هاي گردشگري
پرورش شتر مرغ
در حريم اهل بيت(ع)
عطش
يادداشت هاي من
بي قرار ظهور
آنسوي کرانه ها
شعرنو
ديار عشق
وبلاگ نويسان برتر
يوسف فاطمه از راه مي رسد
انجمن پژوهشگران سيستان
روزنامه نگار جوان
حوزه علميه گراش
ياددداشتهاي طلبه امروزي
صيغه محرميت
نوشته هايي از يک طلبه
جرعه اي از شراب عشق
يه دل خسته
سلام بر مولا علي
سرزمين من سيستان
تعقل و تفکر
عاشقان علي
الهه بانو
بيا با هم باشيم
طلبه علوم ديني
طلاب مينودشت،گاليکش ،کلاله
من وتو

:: لوگوي دوستان من ::





























:: وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: اشتراک در خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: فهرست موضوعي يادداشت ها ::

دوستي[9]
مسائل روز[9]
امام زمان(عج)[1]

:: مطالب بايگاني شده ::

دوست یابی
سنتی از پروردگار
امام زمان(عج) [5]
روزهای یتیمی
جواب یه سوال
زیارت قبول
جرقه امید [2]
تسلیت [3]
مادر [2]
درخواستها
تبريک [2]
اهل بيت (ع) [13]
موضوعات روز [4]