دوستان همدم
20/2/1387 :: 12:15 صبح


امروز شهر لار حال و هواي ديگه اي داشت هر كسي يه جوري احساسات خودش و بروز مي داد
بچه کوچکي که هنوز توي بغل باباش بود با عکسي که از رهبر داشت وبا پيشاني بندي که روش نوشته بود « جانم فداي رهبر » ونوجوونا با کلاههايي که بر روي آنها لبيک يا خامنه اي نوشته شده بود ،وجوانان با شور و اشتياقي وصف نا پذير به استقبال نائب امام زمان خويش سر از پا نمي شناختند .
وقتي خبر نگار به آن خانم که کودکش در آغوش بود اين سؤال را پرسيد که: آقا را چقدر دوست داري گفت :«حاضرم اين پسرم را فداي رهبرم کنم» .آري همه چشمها در انتظار رهبر فرزانه شان بود .
گويي بهاري ديگري آمده بود ؛بهاري که بيست سال انتظار آن را کشيده بودند وامروز رهبر معظم انقلاب با ورودش در لارستان کهن :اولين خاستگاه انقلاب اسلامي اين بهار را به ارمغان آورد .
اصلا باورم نمي شد آن لحظه که در فرودگاه پس از ساعتي انتظار هواپيماي حامل رهبر انقلاب بر زمين نشست و با باز شدن درب هوايما خورشيد درخشان ايران از هواپيما پايين آمد .
براستي در آن لحظه سرتاپاي وجودم غرق شادي و سرور بود و سر از پاي نمي شناختم .و آن لحظه که دست مهربان رهبر را در دست گرفتم و بوسه بر آن زدم هيچگاه از يادم نمي رود


مسير فرودگاه تا استاديوم تختي لارستان خيلي برايم طولاني معلوم مي شد تا آن زمان که درپشت جايگاه روبروي رهبر عزيزم نشستم وبا جان ودل به سخنان شيوايش گو دادم .
از لارستان سخن مي گفت ؛ از سيد بزرگوار ايت الله سيد عبدالحسين لاري روحاني مبارز وغيور خطه لارستان . ازوحدت بين شيعه وسني ،از حضور دها هزار نفري لارستان بزرگ و...
واز غزل وداع و خداحافظي از استان فارس پس از 9 روز اقامت در استان فارس ؛شايد اين خداحافظي سنگين ترين سخن براي استان فارسي ها محسوب مي شد ،چرا که در اين 9روز با رهبر انس گرفته بودند.
اما همه با اين بيت رهبر را بدرقه کردند:
آن سفر کرده که صد قافله دل همراهش هر کجا هست خدايا بسلامت دارش
به اميد روزي که در و ديوار تمام شهرها و روستاها آذين بني چندين برابر گردد و اين متن در پلاکاردها و پارچه ها ثبت گردد «مهدي فاطمه خوش آمدي »
اللهم عجل لوليك الفرج.gif)
26/8/1386 :: 9:0 عصر
صهيونيسم و تشكيل دولتى به نام اسرائيل
نويسنده كتاب «عقائد الاماميّه» در مورد قيام يهود در خاور ميانه و تشكيل دولتى به نام «اسرائيل» در سرزمين فلسطين، و بالاخره متلاشى شدن حكومت آنان، با شركت اعراب و مسلمين به كمك يكديگر، و به ويژه ارتش نيرومندى كه از طريق عراق براى سركوبى يهود عازم فلسطين مى شود. در حديث بسيار جامع و جالبى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) چنين نقل كرده است:
«قال أمير المؤمنين(عليه السلام): وستأتي اليهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطين.
قال النّاس: يا أبا الحسن! أنّى تكون العرب؟
أجاب(عليه السلام): أنذاك تكون مفكّكة القوى، مفكّكة العرى، غير متكاتفة وغير مترادفة.
ثمّ سئل(عليه السلام): أيطول هذا البلاء؟
قال: لا، حتّى إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إليها عوازم أحلامها، عندئذ يفتح على يدهم فلسطين، و تخرج العرب ظافرة و موحّدة، وستأتي النجدة من العراق، كتب على راياتها القوّة، و تشترك العرب والإسلام كافّة لتخلّص فلسطين، معركة و أيّ معركة فى جلّ البحر، تخوض النّاس في الدماء و يمشي الجريح على القتيل.
ثمّ قال(عليه السلام): و ستفعل العرب ثلاثاً، وفي الرابعة يعلم الله ما في نفوسهم من الثبات والإيمان، فيرفرف على رؤوسهم النصر.
ثمّ قال: وأيم الله يذبحون ذبح النّعاج حتّى لا يبقى يهوديّ في فلسطين».(1)
«اميرمؤمنان(عليه السلام) فرمود: يهود براى تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب ـ به منطقه عربى خاور ميانه ـ خواهند آمد.
عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عربها در آن موقع كجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عربها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند.
از آن حضرت سئوال شد: آيا اين بلا و گرفتارى طولانى خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانى كه عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميمهاى جدّى آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاى كمكى از ـ طريق ـ سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روى پرچمهايشان نوشته شده: «القوّة»(2) و عربها و ساير مسلمانان همگى مشتركاً براى نجات فلسطين قيام خواهند كرد ـ و با يهوديان خواهند جنگيد ـ و چه جنگ بسيار سختى كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمى از دريا روى خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روى اجساد كشته ها عبور كنند.
آنگاه فرمود: و عربها سه بار با يهود مى جنگند، و در مرحله چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماى پيروزى بر سرشان سايه مى افكند.
بعد از آن فرمود: به خداى بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مى شوند تا جايى كه حتّى يك نفر يهودى هم در فلسطين باقى نخواهد ماند».
1)- عقائد الاماميّه، ج 1 ص 270
2)- ظاهراً اين كلمه اشاره به همان آيه شريفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)مى باشد.
خانه
پارسي بلاگ
پست الكترونيك
شناسنامه
RSS

:: كل بازديدها ::
12716
:: بازديد امروز ::
8
:: بازديد ديروز ::
18
:: پيوندهاي روزانه::
:: موضوعات وبلاگ ::
:: درباره خودم ::
:: لينک به وبلاگ ::
|
:: دوستان من ::
با سيد علي تا فتح ....
:: لوگوي دوستان من ::
:: وضعيت من در ياهو ::
:: اشتراك در خبرنامه ::
نام: | |
ايميل: | |
:: فهرست موضوعي يادداشت ها ::
دوستي[9]
مسائل روز[9]
امام زمان(عج)[1]
:: مطالب بايگاني شده ::
دوست یابی
سنتی از پروردگار
امام زمان(عج) [5]
روزهای یتیمی
جواب یه سوال
زیارت قبول
جرقه امید [2]
تسلیت [3]
مادر [2]
درخواستها
تبريك [2]
اهل بيت (ع) [13]
موضوعات روز [4]