دوستان همدم | ||
امروز شهر لار حال و هوای دیگه ای داشت هر کسی یه جوری احساسات خودش و بروز می داد بچه کوچکی که هنوز توی بغل باباش بود با عکسی که از رهبر داشت وبا پیشانی بندی که روش نوشته بود « جانم فدای رهبر » ونوجوونا با کلاههایی که بر روی آنها لبیک یا خامنه ای نوشته شده بود ،وجوانان با شور و اشتیاقی وصف نا پذیر به استقبال نائب امام زمان خویش سر از پا نمی شناختند . وقتی خبر نگار به آن خانم که کودکش در آغوش بود این سؤال را پرسید که: آقا را چقدر دوست داری گفت :«حاضرم این پسرم را فدای رهبرم کنم» .آری همه چشمها در انتظار رهبر فرزانه شان بود . گویی بهاری دیگری آمده بود ؛بهاری که بیست سال انتظار آن را کشیده بودند وامروز رهبر معظم انقلاب با ورودش در لارستان کهن :اولین خاستگاه انقلاب اسلامی این بهار را به ارمغان آورد . اصلا باورم نمی شد آن لحظه که در فرودگاه پس از ساعتی انتظار هواپیمای حامل رهبر انقلاب بر زمین نشست و با باز شدن درب هوایما خورشید درخشان ایران از هواپیما پایین آمد . براستی در آن لحظه سرتاپای وجودم غرق شادی و سرور بود و سر از پای نمی شناختم .و آن لحظه که دست مهربان رهبر را در دست گرفتم و بوسه بر آن زدم هیچگاه از یادم نمی رود مسیر فرودگاه تا استادیوم تختی لارستان خیلی برایم طولانی معلوم می شد تا آن زمان که درپشت جایگاه روبروی رهبر عزیزم نشستم وبا جان ودل به سخنان شیوایش گو دادم . از لارستان سخن می گفت ؛ از سید بزرگوار ایت الله سید عبدالحسین لاری روحانی مبارز وغیور خطه لارستان . ازوحدت بین شیعه وسنی ،از حضور دها هزار نفری لارستان بزرگ و... واز غزل وداع و خداحافظی از استان فارس پس از 9 روز اقامت در استان فارس ؛شاید این خداحافظی سنگین ترین سخن برای استان فارسی ها محسوب می شد ،چرا که در این 9روز با رهبر انس گرفته بودند. اما همه با این بیت رهبر را بدرقه کردند: آن سفر کرده که صد قافله دل همراهش هر کجا هست خدایا بسلامت دارش به امید روزی که در و دیوار تمام شهرها و روستاها آذین بنی چندین برابر گردد و این متن در پلاکاردها و پارچه ها ثبت گردد «مهدی فاطمه خوش آمدی »
[ جمعه 87/2/20 ] [ 12:15 صبح ] [ حسین علی شیخ ]
صهیونیسم و تشکیل دولتى به نام اسرائیل نویسنده کتاب «عقائد الامامیّه» در مورد قیام یهود در خاور میانه و تشکیل دولتى به نام «اسرائیل» در سرزمین فلسطین، و بالاخره متلاشى شدن حکومت آنان، با شرکت اعراب و مسلمین به کمک یکدیگر، و به ویژه ارتش نیرومندى که از طریق عراق براى سرکوبى یهود عازم فلسطین مى شود. در حدیث بسیار جامع و جالبى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) چنین نقل کرده است: «قال أمیر المؤمنین(علیه السلام): وستأتی الیهود من الغرب لإنشاء دولتهم بفلسطین. قال النّاس: یا أبا الحسن! أنّى تکون العرب؟ أجاب(علیه السلام): أنذاک تکون مفکّکة القوى، مفکّکة العرى، غیر متکاتفة وغیر مترادفة. ثمّ سئل(علیه السلام): أیطول هذا البلاء؟ قال: لا، حتّى إذا أطلقت العرب أعنّتها ورجعت إلیها عوازم أحلامها، عندئذ یفتح على یدهم فلسطین، و تخرج العرب ظافرة و موحّدة، وستأتی النجدة من العراق، کتب على رایاتها القوّة، و تشترک العرب والإسلام کافّة لتخلّص فلسطین، معرکة و أیّ معرکة فى جلّ البحر، تخوض النّاس فی الدماء و یمشی الجریح على القتیل. ثمّ قال(علیه السلام): و ستفعل العرب ثلاثاً، وفی الرابعة یعلم الله ما فی نفوسهم من الثبات والإیمان، فیرفرف على رؤوسهم النصر. ثمّ قال: وأیم الله یذبحون ذبح النّعاج حتّى لا یبقى یهودیّ فی فلسطین».(1) «امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: یهود براى تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب ـ به منطقه عربى خاور میانه ـ خواهند آمد. عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عربها در آن موقع کجا خواهند بود؟ فرمود: در آن زمان عربها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند. از آن حضرت سئوال شد: آیا این بلا و گرفتارى طولانى خواهد بود؟ فرمود: نه، تا زمانى که عربها زمام اُمور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیمهاى جدّى آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عربها پیروز و متّحد خواهند گردید، ونیروهاى کمکى از ـ طریق ـ سرزمین عراق به آنان خواهد رسید که بر روى پرچمهایشان نوشته شده: «القوّة»(2) و عربها و سایر مسلمانان همگى مشترکاً براى نجات فلسطین قیام خواهند کرد ـ و با یهودیان خواهند جنگید ـ و چه جنگ بسیار سختى که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمى از دریا روى خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روى اجساد کشته ها عبور کنند. آنگاه فرمود: و عربها سه بار با یهود مى جنگند، و در مرحله چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست هماى پیروزى بر سرشان سایه مى افکند. بعد از آن فرمود: به خداى بزرگ سوگند که یهودیان مانند گوسفند کشته مى شوند تا جایى که حتّى یک نفر یهودى هم در فلسطین باقى نخواهد ماند». 1)- عقائد الامامیّه، ج 1 ص 270 2)- ظاهراً این کلمه اشاره به همان آیه شریفه: (وَأَعِدُّوُا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)مى باشد. برچسبها: مسائل روز [ شنبه 86/8/26 ] [ 9:0 عصر ] [ حسین علی شیخ ]
زیارت حضرت زهرا
یا ممتحنة امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک، فوجدک لما امتحنک صابرة، و زعمنا انَّا لک اولیاء و مصدِّقون، و صابرون لکلِّ ما اتانا به ابوک صلى اللَّه علیه و اله، و اتى به وصیُّه، فانَّا نسئلک ان کنَّا صدَّقناک، الا الحقتنا بتصدیقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولایتک. و مستحب است نیز آنکه بگوید: السَّلام علیک یا بنت رسولاللَّه، السَّلام علیک یا بنت نبىاللَّه، السَّلام علیک یا بنت حبیباللَّه، السَّلام علیک یا بنت خلیلاللَّه، السَّلام علیک یا بنت صفىاللَّه، السَّلام علیک یا یا بنت امیناللَّه، السَّلام علیک یا بنت خیر خلقاللَّه، السَّلام علیک یا بنت افضل انبیاء اللَّه و رسله و ملائکته، السَّلام علیک یا بنت خیر البریة، السَّلام علیک یا سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین، السَّلام علیک یا زوجة ولى اللَّه و خیر الخلق بعد رسولاللَّه، السَّلام علیک یا امَّ الحسن والحسین سیدى شباب اهلالجنة، السَّلام علیک ایَّتها الصدیقة الشَّهیدة السَّلام علیک ایتها الرَّضیة المرضیَّة، السَّلام علیک ایتها الفاضلة الزکیة، السَّلام علیک ایتها الحوراء الانسیَّة، السَّلام علیک ایتها التَّقِیَّةُ النَّقِیَّة، السَّلام علیک ایَّتها المحدَّثة العلیمة السَّلام علیک ایتها المظلومة المغصوبة، السَّلام علیک ایَّتها المضطهدة المقهورة، السَّلام علیک یا فاطمة بنت رسولاللَّه و رحمة اللَّه و برکاته، صلى اللَّه علیک و على روحک و بدنک اشهد انک مضیت على بینة من ربک، و ان من سرک فقد سر رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من جفاک فقد جفا رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من اذاک فقد اذى رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من وصلک فقد وصل رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من قطعت فقد قطع رسولاللَّه صلى اللَّه علیه و اله، لانک بضعة منه و روحه الذى بین جنبیه، کما قال صلى اللَّه علیه و اله، اشهد اللَّه و رسله و ملائکته انى راض عمن رضیت عنه، ساخط على من سخطت علیه، متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن والیت، معاد لمن عادیت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، و کفى باللَّه شهیدا و حسیبا و جازیا و مثیبا ***درددل حضرت زهرا(س )باامام زمان (عج)*** دیده شددریای اشک وعقده ازدل وانشد *** ماه گم گردید وامشب هم اجل پیدا نشد انچنان کاندرجوانی قامت من گشته خم *** روزپیری هیچ کس اینگونه قدش تا نشد تاسحرشب رابه سربردم به حال احتضار *** هیچکس حتی اجل حال مرا جویا نشد روزروشن خانه ا م را ازجفا اتش زدند *** این چنین بی حرمتی باخانه اعدا نشد بهرذی القربی مودت خواست قرانت ولی *** جزبه قتل من ادا حق ذوی القربی نشد کشته گشتم بارها ازخانه تا مسجد ولی *** شادمانم که سرموئی کم از مولا نشد همسری چون من به راه شوهرخود جان نداد *** کودکی چون محسنم قربانی بابا نشد بررخ پوشیده ام اثار سیلی نقش بست *** من که رویم باز پیش چشم نابینا نشد برفراز منبرت گردید حقم پایمال *** هرچه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد ای قلم بنویس ای تاریخ درخود ثبت کن *** یکنفر درموج دشمن حامی زهرا نشد ********************* ایام سوگواری حضرت زهرای اطهر (س) ورحلت جانگداز عالم نستوه ومجتهد خستگی ناپذیر حضرت ایة الله العظمی فاضل لنکرانی را به ساحت مقدس حضرت بقیةالله ارواحنا فداه و مقام معظم رهبری و به همه شیفتگان اهل بیت (ع)تسلیت وتعزیت عرض می نمایم برچسبها: مسائل روز [ دوشنبه 86/3/28 ] [ 1:52 عصر ] [ حسین علی شیخ ]
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرسى نیست که در هجر رخش داد کشم داد و بیداد که در محفل ما رندى نیست که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منت آن را که به من داد کشم عاشم عاشق روى تو نه چیز دگرى بار هجران و وصالتبه دل شاد کشم مُردم از زندگى بى تو که با من هستى طرفه سرى است که باید بر استاد کشم سالها مىگذرد حادثهها مى آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم برچسبها: مسائل روز [ چهارشنبه 86/3/16 ] [ 12:24 صبح ] [ حسین علی شیخ ]
امام خمینى(ره) شیداى اهل بیت(ع)
غلامرضا گلىزواره چهرهاى ملکوتى حضرت امام خمینى(ره) در جهت اعتلاى اسلام و بیدارى جامعه اسلامىهمان مسیرى را پیمود که رسول اکرم(ص) و ائمه هدىعلیهم السلامدر نوردیده بودند. آن بزرگوار، با تکیه برارزشها و فضایل،انقلاب عظیمى را بنیان نهاد که از شجره طیبه خاندان عصمت وطهارت طراوت گرفته بود. روحالله، روشن ضمیر عصر حاضر با عصا و ید بیضاى موسوى، حکمتمصطفوى و شجاعت علوى براى رهایى مظلومان و محرومان کمرهمتبستو دل آنان را به نور امید روشن ساخت. حرکت الهى او به مومنانعزت، به مسلمین ابهت و اقتدار و به دنیاى خفته در جهل وبىخبرى مادیت، معنویت عطا فرمود. به فرمایش مقام معظم رهبرى حضرت آیهالله خامنهاى: «... امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدى(ص) وبا اعتماد به ایمان دینى مردم و با شجاعت و اخلاص و توکلکمنظیر خود، راه مبارزه را در میان سختىها و مصایب طاقتفرساگشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را باواقعیتهاى تلخ و راه علاج آن آشنا کرد...» امام خمینى(ره) ازخصالى برخوردار بود که شایسته اعتنا و احترام است. او، از نظرعلم و عمل، درک عمیق معرفتى و تقواى عملى وعلمى، در حد یکى ازبزرگترین شخصیتهاى جهان اسلام بود. او جان بر طبق اخلاص نهاد وپر صلابت چون کوه پیش رفت تا حق بماند، سنت رسول اکرم(ص) ازغبارهاى بدعت، جمود، خمود و موهومات مصون گردد و فرهنگاهلبیتعلیهم السلام چون جویبارى با صفا کشتزار تشنه انسانیت راسیراب سازد. محبت و معرفت امام خمینى(ره) از دوران نوجوانى با اطاعت از احکام الهى بهتزکیه و تصفیه درون و تحصیل مقامات معنوى روى آورد و در همیندوران، عطر پارسایىاش در فضاى جان مشتاقان مکارم پیچید. سحرخیزى، تهجد و راز و نیاز به درگاه حى بىنیاز حالاتى است کهامام خمینى از همان اوان جوانى بدان اهتمام داشت. حب خداوند،که به صورت فطرى در عمق جانش وجود داشت، دلش را روشن گردانیدو چون به ایمان و معرفت و اخلاص خویش افزود، این محبت ملکوتىدر وجودش فزونتر گردیده، چون چشمهاى جوشید و او را از یاد غیرخدا پاک ساخت. بدین ترتیب، جذب پاکیها شد و پیوندى مستحکم باخاندان عصمت و طهارت بر قرار کرد. این پیوند مقدس به تدریجبه عشقى جاودان تبدیل شد. او دیگرسراپا محبت و شیفتگى شده بود. هرکجا روایتى از امام(ع) بهمیان مىآمد و یا نام راوى احادیث اهلبیتعلیهم السلام رامىشنید، احترام مىنهاد و تجلیل مىکرد; و در مورد امامانعلیهمالسلام مىفرمود: «سلام الله علیهم اجمعین». عشق به خاندانعصمت و طهارت سبب شد تا براى دفاع از حریم آنان کتاب «کشفاسرار» را در سنین جوانى به رشته تاءلیف درآورد و براى زیارتخانه خدا و کربلاى امام حسین(ع) کتابهایش را بفروشد. بارهااتفاق مىافتاد که امام از حالات و سیره اهلبیتعلیهم السلاممطالبى نقل مىفرمود تا مسایل اسلامى به صورت خشک عرضه نگردد وروح معنوى شاگرد تکامل داده شود. صداى یاحسین(ع) سرشک بر دیدگانش جارى مىساخت. و با آنکه درمصایب شکیبا بود و حتى براى شهادت فرزند ارشدش حاج آقا مصطفىاشک نمىریخت، در محافل ذکر اهلبیتعلیهم السلام چون عبارت«السلام علیک یا اباعبدالله» را مىشنید قطرات اشک از دیدگانشفرو مىچکید. در ماجراى ارتحال فرزندش، هرکس وارد خانه امام درنجف مىگردید بى اختیار اشک مىریخت، اما او چون کوهى استواربود و به هیچ وجه آثار شکست، اندوه و تاءلم در سیمایش هویدانشد. یکى از ذاکران حسینى گفت: این حالت امام خطرناک است. باید کارى کرد تا ایشان نیز بگرید. نباید اجازه دهیم بغض امامدر درونش منفجر شود. پس به مناسبت، روضه حضرت علىاکبر(ع) را خواند. امام سر برزمین نهاد و گریست. یکى از یارانش در باره مجالس روضهخوانى وىچنین مىگوید: آن زمانى که امام در ایران به سر مىبرد، سه روزفاطمیه (اول، دوم و سوم جمادى الثانى) روضه داشت. در نجف کهبود، سه شب احیا را هم اضافه کرد. روضهخوان که روضه مىخواند، امام همین طور دستمال دستش بود و گریه مىکرد. گاهى هم در کربلادر دستههاى سینهزنى و عزادارى شرکت مىکرد و یا در نجفسوگواران حسینى خدمتش مىآمدند و امام هم به آنان اظهار لطف ومحبت مىکرد. یکى از نویسندگان معاصر مىنویسد: «بارها مشاهده مىکردم که درمسجد بالاى سر حضرت معصومه(س) یا در خانه برخى از علما، امامهمچنان آرام و ساکت نشسته بودند و به سخنان واعظ یا خطیب گوشمىدادند; ولى همین که لحظه ذکر مصیبت فرا مىرسید، دستمال ازجیب بیرون آورده و بىاختیار گریسته و گوهر اشک را از دیدگانمبارک جارى مىنمودند. در زمانى که امام در فرانسه به سر مىبردند، چون ماه محرم فرارسید، در روز تاسوعا امام از یکى از همراهان خواست روضهبخواند. او عرض کرد: آمادگى ندارم و حال و هواى پاریس به هیچوجه مناسب روضهخوانى نیست. امام تاکید فرمود: فرقى نمىکند باید به همان صورت مجالسمعمولى ایران، روضه بخوانى. وى ظهر تاسوعا در جمع خبرنگارانایرانى و خارجى شروع به روضهخواندن کرد. ناگهان مشاهده شدامام سخت مشغول گریه است. براى کسانى که از کشورهاى اروپایى آمده بودند، شگفتآور بود کهمردى; پس از سالهاى متمادى مبارزه در برابر استبداد واستکبار، روز تاسوعا بنشیند و بگرید; اما امام به این تفاسیروقعى نمىنهاد و لازم مىدید آداب و رسوم محرم و ایام سوگوارى درآنجا هم اجرا شود. امام چنان دلباخته و مشتاق اهلبیت و سیدالشهداء(ع) بود که هروقت روضهخوان یا مداح اهلبیتعلیهم السلام را مىدید، تمام قدبلند مىشد; و نیز چون یکى از این افراد مىخواست از نزدش برود،او را بدرقه مىکرد. یک بار امام را در جماران دیدند که به جاى صندلى بر زمیننشسته است; آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امامحسین(ع) بود. امام خمینى(ره) با درسهاى عملىاش به سوگوارىها مفهومى دیگربخشید. وقتى گروهى از شبه روشنفکران به عزادارى و سینهزنىتاختند، شدیدا به ترویجسنت دیرینه عزادارى پرداخت; ازنهضتحسینى و سوگوارى براى آن حضرت دفاع کرد و فرمود: «سیدالشهداء را این گریهها حفظ کرده است... هر مکتبى تا پایشسینهزنى نباشد . .. گریه کن نباشد، حفظ نمىشود.» صفاى زیارت جلوه دیگر علاقه قلبى برخاسته از معرفت عمیق امام بهاهلبیتعلیهم السلام ، صفاى زیارت است. امام در حدود پانزدهسالى که در نجف بود، هر شب در ساعتى خاص کنار مرقد حضرتعلى(ع) آمده، زیارت جامعه کبیره را مىخواند. زیارتى که دستکم یک ساعت وقت مىخواهد، ولى انسان با خواندنمفاهیم آن احساس مىکند واقعا در برابر امامان معصومعلیهمالسلام آنچه حق آنان است، بازگو مىکند و در حقیقتیک دوره امامشناسى است. تنها در شبهایى که بیمار بود و حتى نمىتوانستبهبیرونى منزل بیاید یا اوقاتى که در کربلا بود، این برنامه راترک مىکرد. از مرحوم شهید حاج آقامصطفى خمینى نقل شده است: شبىهوا توفانىبود و بیرون رفتن از خانه مشکلاتى در برداشت. به امام عرضکردم: امیرمومنان(ع) دور و نزدیک ندارد، زیارت جامعه را که درحرم مىخوانید، امشب در خانه بخوانید. امام فرمودند: مصطفى،تقاضا دارم روح عوامانه را از مانگیرى. همان شب بالاخره به حرممشرف شد. در نجف اشرف گاه در حرم مطهر حضرت على(ع) در میانمردم زیارتکننده، تنه مىخورد و مورد آزار قرار مىگرفت; بویژهآن که برخى زوار ساکن روستاهاى عراق بىمبالات و ناموزون راهمىرفتند و گاه به ایشان صدمه مىزدند. امام تمام این فشارها ورنجها را در مشاهد مشرفه تحمل مىکرد، ولى از این که افرادى درجلو یا پشتسرش به عنوان همراه یا مراقب حرکت کنند، بیزاربود. کسى نقل مىکرد: امام را در حرم مطهر حضرت امام حسین(ع) دیدم که در میان انبوه زوار گیر کرده، نمىتوانست قدمىپیشگذارد. جلو رفتم و به کنار زدن مردم پرداختم. امام با تغیرو تعرض مرا منع کرد، ولى بىتوجه به نهىایشان کارم را ادامهدادم. ناگهان متوجه شدم امام از مسیرى که برایشان راه بازکردهام نیامده، تغییر جهت دادهاند. تشرف امام خمینى(ره) به حرم مطهر حضرت على(ع) با آن آداب خاصزیارت نیز شایان توجه است. با کمال متانت و ادب اذن دخولمىخواند. بعد از طرف پایین پاى مبارک، وارد حرم مىشد و مقیدبود چنانکه در روایات وارد شده، از بالاى سرمطهر عبور نکند. هنگامى که مقابل ضریح مطهر مىرسید، زیارت امینالله یا زیارتدیگرى را بانهایت اخلاص مىخواند. بعد دو باره به سوى پایین پابرگشته، در گوشهاى از حرم نماز مستحبى و زیارت و دعا به حالتنشسته مىخواند. سپس دو رکعت نماز مىخواند و با رعایت آداب واخلاص حرم را ترک مىکرد. امام(ره) از روى مفاتیح دعا مىخواند، در حالى که عادت مراجعنیست چنین کنند و اگر دیده شده، در منزل و جاى خلوت چنینمىکنند.کیفیت زیارت امام، که بادعاهاى طولانى همراه بود، یکحالت از خود بىخود شدن وعمق اتصال روحى را با صاحب ضریح وامامى که زیارت مىکرد، نشان مىداد. همین حالت درحرم حضرتاباعبدالله و حضرت ابوالفضلعلیهما السلام نیز مشاهده مىشد. یکبارهم که در ابتداى ورودش به عراق، به کاظمین و سامرا عزیمتکرد، همین برنامه دیده مىشد. درآن اوایل امام صبحها و شبها بهحرم نخستین امام مشرف مىشد، ولى به دلیل تدریس و سایر مشاغلدیگر صبحها نمىرفت. در سحرگاه هراس انگیز آخرین شبى که امام در نجف بود و مقررگردید عراق را ترک گوید، فرمود: ناگزیر از اینجا باید بروم. در اینجا با حرم مطهر امیرمومنان(ع) انس داشتم، اما خدامىداند دراین مدت من از دست اهل اینجا چه کشیدم. و باکنایهبخشى از رنجهایى را که متحمل شده بود، بیان کرد. این برنامهما را به یاد جدبزرگوارش حضرت على(ع) مىاندازد که مىفرماید: بعد از رحلت رسول اکرم(ص)، آن قوم چه رنجهایى برایش فراهمکردند و کوشیدند دست از کارش بردارد; ولى او چنین نکرد. امامهم چنین روشى را در تاریخ مبارزات خود اتخاذ کرد. امام زیارت عاشورا را در ماه محرم و اربعین حضرت امام حسین(ع) مىخواند. در اغلب ایام زیارتى، در کنار مرقد حضرت امامحسین(ع) بود. در دهه عاشورا هر روز زیارت عاشوراى معروف را باصدمرتبه سلام و صدمرتبه لعن مىخواند. در پاریس هم این برنامهرا ادامه مىداد. امام در چند سالى که در نجف بود، براى درک تمام زیارتهاىمخصوص امام حسین(ع) فاصله بین این شهر و کربلا را، که حدود 80کیلومتر است، مىپیمود و اهتمام داشت در ایام عاشورا، اربعین،عرفه، نیمه شعبان و ماه رجب این مسیر را پشتسربگذارد. چون در پایین مرقد امام حسین(ع) حضرت علىاکبر(ع) آرمیده است،پایین پا نمىرفت. درنجف هم، چون روایتشده سرمقدس امام سومبالاى سر مطهر پدرش على(ع) است، امام خمینى بالاى سر نمىرفت ودور نمىزد. یک بار مىخواستند جلوى در گاهى که امام کفشهاى خود را بیرونمىآورد، روزنامه بیندازند. چون این کار انجام شد، با وجود آنکه صفحهآگهىها بود، پایش را آنجا ننهاد و فرمود: شاید اسممحمد یا على در آنها باشد. مىبینیم که امام حتى حاضر نمىشدکلمه على یا محمد، که اسم افرادى عادى بود، زیر پایش قراربگیرد تا برسد به اسامى ائمه معصومینعلیهم السلام . این حالت،اشتیاق وافر امام به آن خاندان را نشان مىدهد. آن وجودگرانقدر با شنیدن صداى صلوات و نام مبارک رسول اکرم(ص) صلواتمىفرستاد و دیده نشد که صداى صلوات مردم دیدار کننده را درحسینیه جماران بشنود و صلوات نفرستد. توسل به اهلبیتعلیهم السلام و استمداد از ارواح پاک آنبزرگواران، جلوهاى دیگر از حب امام به این خاندان بود. حجةالاسلام سید محمدجواد علم الهدى مىگوید: به اذن امام مامورشدم که به منطقه خراسان بروم و علماى آن دیار را ببینم ومصایبى را که طاغوت و استعمار متوجه مسلمانان نموده تشریح کنمو نامههاى امام را تحویل آنان دهم. شبى که عازم بودم، ایشانخطاب به من فرمودند: قبل از این که با هرکس ملاقات کنید، اولبه حرم امام رضا(ع) مشرف شوید و به آن حضرت بگویید: آقا، کارخطیرى پیش آمده و ما وظیفه خود دانستیم که قیام کنیم. چنانچهمرضى شماست ما را تایید کنید. برچسبها: دوستی [ سه شنبه 86/3/15 ] [ 11:53 عصر ] [ حسین علی شیخ ]
بسم الله الرحمن الرحیم آفـــــــرین بر همت والایتان ایـــــن عشــــق الـــــهـی است وعــــــــده مـا یکشنبه22 بهمن 1385 در تمامی شهرهای ایران عزیز ایران عزیز همیشه سربلند باشی برچسبها: مسائل روز [ پنج شنبه 85/11/19 ] [ 1:15 عصر ] [ حسین علی شیخ ]
|
||
[ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] |